محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

716

مخزن الأدوية ( ط . ج )

حد مبالغه دارند كه اگر كسى زهر در آب داخل كند زهر مىماند و آب خالص تقطير يابد و بر جهازات و كشتىهاى آن سنگ را نگاه مىدارند كه عند الضرورت و اتمام آب شيرين آب شور را به تقطير شيرين نموده بياشامند و يا به طريق عرق و بعد از آن در لطافت و جودت ماء العيون يعنى آب چشمه‌هاى جارى عميق شيرين صافى شفاف خوش طعم و رايحه است كه خاك زمين آنها خالص طيب و يا ممزوج به سنگريزه سرخ و يا سنگلاخ و بالاى آنها مكشوف باشد كه باد شمالى بر آنها بوزد و اشعه آفتاب و كواكب بر آنها بتابد و ابخره و ادخنه آنها به تحليل رود و در آنها محتقن نماند و به سبب جريان و حركت و تموج هوا زياده تلطيف و تصفيه يابند و هر چشمه كه آب آن از بلندى مانند بالاى كوه و يا دامنه كوه به زير ريزد و به اوصاف مذكوره باشد بهتر است و بعد از آن ماء الانهار الجاريه يعنى آب نهرهاى جارى است كه منبع آنها دور و بلند باشد كه به سرعت جارى و خاك آنها طيب باشد و يا بر سنگى و يا سنگريزه سرخ گذرد و بالاى آنها مكشوف بود كه باد شمال بر آنها وزد و شيرين صاف شفاف عميق باشند و از مغرب و جنوب به طرف مشرق و شمال روند و گفته‌اند در آب نيل اين همه اوصاف موجود است و اگر كدر باشد به سبب مرور و شدت جريان بر زمين رملى ممزوج به خاك طيب چون در ظرفى بگذارند به اندك زمانى صافى گردد و در صافى آن دردى نباشد كه مرتبه ديگر از آن جدا و ته نشين گردد نيز خوب است مانند آب اكثر رودها مثل رود جيحون و سيحون و دجله فرات و امثال اينها و در آب كرن و ركنى و سوهن نيز اكثر اوصاف اول موجود و هر آب جارى كه متصف بدين صفات نباشد و يا طعمى و رايحه كريه بر آن غالب باشد زبون و بعد از اينها مياه راكده است يعنى آبهاى ايستاده مانند آب غديرهاى وسيع عميق طيب التربت صافى شفاف شيرين خوش طعم كه بالاى آنها مكشوف باشد و باد شمال بر آنها بوزد آنها را متموج و متحرك دارد و اطراف آنها خالى از اشجار و نباتات و آنچه به خلاف اين اوصاف باشد مانند آب غديرهاى كوچك و گودالها همه ردى و ثقيل و موجب امراض رديه‌اند كه مذكور مىگردد و نيز در حكم آب ايستاده است آب گداخته يخ و برف و اين هر چند لطيف است و ليكن مضر عصب و احشا است و باعث تحريك نزله و سرفه و همچنين آب حوضها و آب انبارها و برگ‌ها نيز همه ردى و ثقيل و نفاخ و موجب امراض رديه‌اند به تخصيص كه در آنها علق و كرمها و طحلب متكون شده و غليظ و طعم و رايحه آنها متغير باشد و بالاى آنها غير مكشوف و از آنها در ردائت زياده ماء الآجام و البطايح است يعنى آب نى زارها و برنج زارها و آبهاى جارى تحت اشجار رديه سميه و يا بر زمينهاى ردى كثيف و يا تلخ و شور است كه همه موجب امراض رديه‌اند مانند ضعف معده و كبد و هضم و قلت اشتها و عفونت اخلاط و سدد و سوء استمراء غذا و سوء القنيه و استسقا و طحال و يرقان و زلق الامعا و بواسير و دوالى و اورام رخوه و زردى رنگ رخسار و ثقل بدن و قروح احشا و حمى ربع و عرق مدنى و قروح ساق پا و لاغرى آن و حكه و جرب و قوبا و جنون و نزول آب و امثال اينها خصوصاً در زمستان و علاوه آنها در زنان باعث عسر حمل و انتفاخ جنين و متولد شدن آن متورم و حصول رجا يعنى حمل كاذب و وخم و در اطفال ادره و امثال آن از امراض رديه و امّا آب كدر مولد سده و سنگ گرده و مثانه و مفسد غذا است و در حكم ماء راكد است . ماء البئر و القنات يعنى آب چاه و كاريز كه ثقيل و نفاخ و بطىءالانحدارند و از آب غديرهاى وسيع طيب صافى به اوصاف مذكوره ثقيل‌تر و بهترين اينها چاههاى وسيع عميق بسيار آب است كه مجراى آب آن از طرف شمال و مغرب باشد و آب آنها شيرين و صافى و شفاف و سبك بود هميشه از آن آب بسيار مىكشيده باشند و قنواتى كه سرچشمه آنها بعيد و بلند و آب آنها شيرين و صافى و سبك و به سرعت جارى باشد و آنچه از اينها بدين اوصاف نباشد و يا متغير الطعم و الرايحه و مايل به تلخى و شورى و عفونت باشد و يا مدّتى محتقن و محبوس و ضايع و يا دير مانده باشد همه زبون و محدث اكثر امراض مذكوره‌اند و علامت خفت و لطافت آب اوصاف و افعال مذكوره است از شيرينى و صفا و سرعت انحدار و اعانت بر هضم و تقويت اشتها و خفت و سبكى بدن و عدم نفخ و قراقر و ثقل و غيرها و علامت ديگر سرعت قبول حر و برد از مسخن و مبرد خارجى است يعنى آنچه زودتر گرم و يا سرد گردد اخف و الطف است از آنچه ديرتر و علامت ديگر آنست كه دو قطعه پنبه و يا كرباس و خاك طيب را كه به وزن مساوى باشند در دو مقدار از دو آب كه معرفت خفت و لطافت و ثقل و كثافت آنها مطلوب باشد كه هر دو در مقدار نيز مساوى باشند تر نمايند و خوب خشك كننند پس وزن نمايند هر كدام كه سنگين‌تر باشد آن آب ثقيل‌تر است . طبيعت آن : مطلقاً يعنى طبيعت مطلق آب شيرين سرد و تر و در ترى چيزى بدان نمىرسد و لهذا تسكين عطش و التهاب معده و كبد به نحوى كه از اين حاصل مىگردد از مايع ديگر نمىشود . افعال و خواص آن و منافع و مضار : اگر بر وقت و حد لايق و ضرر بياشامند منافع است كه در صدر ذكر يافت و الا باعث ضعف و سستى اعصاب و معده و احشا و كبد و فساد رنگ رخسار و بدن و نسيان و بلادت ذهن و سبات و ثقل حواس و عروض نزلات و تهبج اطراف و زير چشم و سوء القنيه و استسقا و